تبلیغات
S.R Download - جک و اس ام اس های خنده دار و جدید و ... جک ها ی پ ن پ

جک و اس ام اس های خنده دار و جدید و ... جک ها ی پ ن پ

نویسنده : Rouzbeh جمعه 29 مهر 1390 03:29 ب.ظ  •   

به دلیل زیاد بودن جک ها آن ها را در ادامه مطلب قرار داده ایم برای دیدن جک ها به آن قسمت بروید

با تشکر

نمونه :

معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم. شاگرد: ا – بی – سی – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفبای یونانی رو بگو ببینم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا یه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...


آخرین خبر از اون دنیا:پل صراط رو برداشتن و جاش تله کابین گذاشتن راحت باشید


زندگی چیست؟فاصله بین مای بیبی تا ایزی لایف!!!



از غضنفر میپرسن بنفش چه رنگیه میگه قرمز دیدی؟آبیش!!


به غضنفر میگن تا حالا معجزه دیدی؟میگه رفتم بانک در به اذن خدا باز

 شد!



دارم سیگار میکشم مامور اومده میگه داری سیگار میکشی؟ میگم پـــ ن پــــ دارم علامت میدم سرخپوستای قبیله بغلی بفهمن ما اینحائیم. گفت پدر سگ اهل فیسبوکم که هستی سوار شو بریم. گفتم کلانتری؟ گفت پـــ ن پــــ بریم قبیله بغلی بگیم آوردیمت لازم نیست شما بیاین...!


بابام از اداره زنگ زده خونه بعداز کلی احوال پرسی میگه حامد خودتی؟ میگم: پـــــــــ ن پـــــــــ به سیستم تلفنباک بانک تجارت خوش آمدید. برای پرداخت قبوض شماره 1، برای اطلاع از موجودی حساب شماره 2... گفت زهر مار و قطع کرد. دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق منم پای پــــ ن پـــــ بودم گفت اگه یه بار دیگه بگی پــــ ن پـــــ دیگه تو این خونه نمیخوابی... گفتم: یعنی بیرونم میکنی بابا؟ گفت پـــ ن پــــ خونه رو عوض میکنم!!!


به غضنفر می گن تا حالا گول خوردی؟ میگه آدم که گول نمی خوره! گول آدمو می خوره! --------------------------------------------------------------------------------

غضنفررفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی پریدی بیرون دکمه سبز می زنی چترت باز میشه، یک درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی که حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یک جیپ هم پایین منتظرته که می بردت پادگان. حالا بپر. غضنفر می پره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو میزنه چتر باز نمی شه، می گه اگه شانس ماست، حالا اگر برسیم پایین جیپه هم رفته ------------------------------------------------------- -------------------------

 

از غضنفر می پرسن که برای بستن یه لامپ به چند نفر احتیاجه می گه 3 نفر می گن چرا 3 نفر ؟ میگه: یه نفر میره بالا نردبون ، لامپ رو میگیره .. دو نفر هم از پایین، نردبون رو میچرخوونن ------------------------- -------------------------------------------------------

یه نفر باباش می میره خیلی براش بی تابی می کرده .غضنفر می ره دلداریش بده .می گه ناپلئون رو می شناسی؟ بعد از این همه جنگ و فتوحات مرد.انیشتن رو می شناسی؟ بعد از این همه کشف و اختراع مرد .بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی می کنی

از غضنفر می پرسن اسم سعدی چیه میگه: ... میدون --------------------- ----------------------------------------------------------- به غضنفر میگن صبحونه چی می خوری میگه : تـیـلـیـد ، میگن ظهر ناهار چی میخوری میگه : تـیـلـیـد میگن شام چی می خوری میگه : تـیـلـیـد ، میگن اصلا ولش کن اوقات فراغتت رو چیکار می کنی میگه میشینم نون خورد می کنم واسه تـیـلـیـد --------------------------------------------------- -----------------------------

به غضنفرمیگن تو پیامبرا به کدومشون ارادات بیشتری داری؟ میگه حضرت سوج میگن : حضرت سوج نداریم که ؟ میگه : خودم دیدم پشت یه ماشین نوشته بود یا سوج

------------------------------------------- -------------------------------------

از غضنفر می پرسن خواهرت دختر زائیده یا پسر؟ میگه به من اطلاع ندادن, هنوز نمیدونم دایی شدم یا خاله --------------------------------------------------------------------------------

پلیس راهنماییی جلو غضنفررو میگیره میگه: کارت ماشین گواهینامه معاینه فنی بیمه ... غضنفر میگه : چیکار کنم ؟ جمله بسازم؟ -------- ------------------------------------------------------------------------

به غضنفر گفتند: بابات به رحمت ایزدی پیوست! گفت: رحمت ایزدی دیگه کیه؟!…… گفتند نه. منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت…… گفت: منظورتون را نمی فهمم!!! ….. گفتند: یعنی اینکه دار فانی را وداع گفت…… گفت:بازم نفهمیدم!……. گفتند:ای بابا…بابات رخت از این دنیا بربست……. بازم نفهمید!…… آخر سر عصبانی شدند و گفتند : ابله…بابای خرت! مرد……. گفت: خر ما که بابا نداشت!……خودش یکی بود --------------------------------------------------------------------------------

غضنفر ?سال میره سربازی کارتشو که میدن میگه : ای بابا اینو که دارم گواهینامه میخوام ------------------------------------------------------ --------------------------

غضنفر با گوسفنداش دعواش میشه ، واسه چرا می بردشون چمن مصنوعی ------------------ --------------------------------------------------------------

غضنفر میره عروسی میبینه یکی دلار سر عروس میریزه یکی دیگه تراول جو گیر میشه کارت اعتباریشو در میاره میکشه لایه ک.. عروس ------------------------------------------------- -------------------------------

غضنفر زنگ میزنه آژانس انرژی اتمی: میگه..میخوام با دکتور البرادعی …صحبت کنم….. البرادعی: بفرمایید غضنفر میگه: آقای البرادعی شما دکترین ؟ البرادعی میگه: بله من دکترم یارو میگه: پس آخه واسه چی تو آژانس کار میکنی . یارو ماهواره می خره میبره خونه زنش میگه پول از کجا آوردی ماهواره خریدی میگه تلویزیونو فروختم ماهواره خریدم................................

یارو میره معدن بقیش باشه بعدن........................................

2تا روانی رو میبرن پیش روان پزشکی روانپزشک میگه به یکی شون برو خونه ی ما ببین من اونجام روانی میره این یک روانی میخنده دکتر میگه چرا میخندی میگه اون کار خودشو زیاد کرد اگه تلفن کرده بود راحت تر بود................................

یارو نمکدون میخره میگه پس نمکش کجاست..................

یارو صبح که از خواب پا میشه زنش می یره به دخترش میگه صبحانه برای 2 نفر درست کن........... یارو انقدر خسیسه میخواد خود کشی کنه میره خودشو به برق خانه ی همسایه میزنه.....................


به یه نفر میگن نام 5 حیوان وحشی رو بگو میگه 3شیر و 2 پلنگ...........................................


به غضنفر میگن چند سالته میگه 52 میگن تو که یه سال قبل گفتی 52 میگه حرف مرد یکییه.........


 3 افرقایی هر دعایی کنن قبول میشه اولی میگه خدایا منو سفید کن سفید میشه دومی میگه خدایا سفید بشم اونم سفید میشه سومی میگه خدایا هر2 تا رو سیاه کن.............................................


حسن کچل میره سلمانی میگن اینجا چکار میکنی میگه اومدم آب بخورم....................................


3تا روانی رو برای سنجش فکر میبرن استخر خالی به اولی میگن بپر میپره دست وپاش میشکنه دومی هم می پره سرش میشکنه به سومی میگن بپر میگه شنا بلد نیستم

وقتی خداوند لر را آفرید فرشتگان جمع شدند به خدا گفتند: سجده کنیم ؟ گفت نه سنگ دستشه فرار کنین


فرمانده پلیس تهران: هیچ کس در کهریزک کشته نشد حتی ما چند مورد زاد و ولد نیز داشتیم


به ترکه می گن بیا اینجا به انگلیسی چی می شه ؟ میگه : کام هیر. میگن حالا برو اونجا به انگلیسی چی میشه ؟ میگه: میرم اونجا میگم کام هیر


شبا همش به چت خونه میرم من ..... سراغ آف و آف خوندن میرم من ..... تو این چت خونه ها خسته دردم ..... به دنبال پس ایدیم میگردم ..... پسم گم شده پیداش میکنم من ..... اگه کارتوه وای به حالت ..... رسوات میکنم من



لره میاد تهران ، تو ترافیک گیر می کنه میگه : ها ماشالا ! به این میگن عروسی


جهان سوم جائیست که مردم، خانه روبه آفتاب را گرانترمی خرند و بعد با هفت لایه پرده تمام پنجره ها را می پوشانند


تقصیر ما نیست که بر روی حرفهایمان نمی مانیم ما بر زمینی زندگی می کنیم که روزی دو بار خودش را دور میزند


 دلم همچون آسمان،پر از ابرهای بارانی است،ای کاش دلم امشب بگرید،شاید که که بغض چشمانم بشکند...


پرکارتین عضو بدن گونه است: وقتی خوشحالی توش عروسیه وقتی کرم داری می خواره وقتی حرص میخوری میسوزه وقتی بقیه را حرص میدی خنک میشه وقتی تنبل میشی گشاد میشه وقتی اعصابت خرده پاره میشه الان درچه حالی؟؟؟


سه نوع گل داریم یکی تو خونه یکی تو گلخونه یکی که داره اس ام اس می خونه


از کسانی که اس ام اس جدید ندارند.، لب غنچه هم پذیرفته می شود.


سه رفیق صمیمی دارم بهشون سفارش کردن بهت محل نذارن: غم ، حسرت، تنهایی


ترسم که شبی در غم جانکاه بمیرم در بستر دل باشم و با آه بمیرم آن لحظه آخر در حسرت دیدار تو بمانم و بمیرم و بمیرم.


بهرترین لحظه ها وقتی است که که بهترینها بیادت باشند.بهترنی نیستم ولی به یادتم.


در ترازوی وفا من کم و بسیار تویی بیاد بیتا


تفکر عمیق لر: اگر ادیسون نبود باید در تاریکی تلوزیون تماشا می کردیم.


از مشاور املاک عشق مزاحمتون میشم شما برای قلبتون مستاجر نمی خواهید...؟؟؟


می خواهم اتوبوس بسازم اتو شو دارم اما بوس ندارم! یه بوس میدی؟ لازم دارم


دلتنگی هایم را اب کدام قایق خالی روانه دل دریایت کنم تا بدانی دلتنگم


میبوسمت سه تایی من و غم و تنهایی امان از جدایی دلتنگم خدایی


این اس ام اس و من نفرستادم گوشیم خودش فرستاده فکر کنم عاشق گوشیت شده


لره شب عروسیش میگوزه میگه بیا فشار زندگی شرو شد!!!


هلکوپتر میشینه محله غضنفر اینا عضنفر میگه : سر و صدا نکنین زنده بگیریمش !



گیوه چیست !؟ کفشی است که غضنفر به علت تشخیص ندادن پای چپ و راستش میپوشد !


خیلی دلم می خواد لبامو بذارم رو لبات اما مامانم نمی ذاره، می گه نوشابه رو باید با نی بخوری!



زن غضنفر: بازم جلو جمع به من گفتی احمق؟ غضنفر : ببخشید عزیزم! نمی دونستم این راز باید فقط بین من و تو باقی بمونه!!



شعر زیبایی که برای پسر احمدی نژاد سروده شده :چه کاپشن خوش رنگی ....چه ریشی داری... چه بابای خوبی ....چه ارامشی داری..... وقتی گرسنه ای نیست که تو بش فک کنی .. روزی صد بار زنگ بزنی کاراشون رو چک کنی... شنیدم از ایرانیا دیگه خسته شدی .... شنیدم به یه دختر لــبـــنانی وابسته شدی ... به مملکت جدیدت مبـــارک باشه... اصلا مگه میشه سلیقه تو و بابات بد باشه.... شنیدم با زن داداش ترکه خیلی خوشین. خوب خدا رو شکر... یه دختری هم پیدا شد و دل شما رو برد



ترکه میره کتابخونه کتابشو پس بده ، کتابدار ازش می پرسه کتاب چطور بود ؟ ترکه میگه : شخصیت زیاد داشت ولی داستان و محتوا نداشت ! کتابدار میگه : ای بابا ، دفتر تلفن من دست تو چیکار می کن


با رفیقت مثل چتر رفتار نکن که هر وقت بارون بند اومد ، فراموشش کنی


سیستم پیام نمای دفترریاست جمهورى خوش آمدید: براى شنیدن جوک عدد1؛ براى دیدن هاله نورعدد2؛ آموزش مدیریت جهان عدد3؛ ثبت نام درتوراستانگردی عدد4؛ ارتباط باامام زمان عدد5؛ وجهت ملاقات حضورى باخداوندمتعال عدد6 رابگیرید


به غضنفر میگن : تولدت کِیه ؟ میگه : ۵ آذر ، میگن چه سالی ؟ میگه : هر سال

به غضنفر میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر!!!


غضنفر میاد تهرون میره هتل..صبح روز اول میره تو رستوران هتل صبحانه بخوره می بینه تابلو نوشته از ساعت ۷الی۱۱ صبحانه...از ساعت ۱۱الی ۵ ناهار و از ساعت ۵الی ۱۱ شب شام سرو می شود..پیش خودش میگه پس من کئ وقت کنم برم شهر رو ببینم؟

ازغضنفر می پرسن کجای تهران می شینی می گه هرجاخسته شدم!!!!

اصفهانیه یه بطری آب معدنی میخره یه کمی ازش میخوره ، به زنش میگه : زن یوخده آب بیار بریزیم توش خیلی غلیظس !!

وصیت نامه لره :من تمام نمازهایم را خواندم فقط برایم چهل سال وضو بگیرید !!!

به غضنفر میگن : بابات مُرد ، زود بیا خونه ، غضنفر میگه : دروغ میگین یه اتفاقی افتاده نمی خواهید به من بِگِید !!!

اصفهانیه نذر میکنه اگه توی امتحان ورود به دانشگاه قبول شد مادرش رو پیاده بفرسته کربلا.

دعای غضنفری : آرزو دارم خدا کنه این سالها به حق پنج تن الهی آمین !!!

به پشه میگن چرا زمستونا پیداتون نیست؟!؟؟؟! میگه:نه اینکه تابستونا خیلی برخوردتون خوبه

یه روز یه غضنفر میره بالای درخت چنار.بهش میگن داری چه کار می کنی.میگه دارم توت می خورم.میگن اینکه درخت چناره میگه توت تو جیبمه
غضنفر میره خواستگاری. ازش می پرسن چه کاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب، میگه لوازم یدکی گوسفند دارم!


به غضنفر میگن از چه گلی خوشت میاد...میگه اقاقیا...میگن همینی روکه گفتی بنویس....میگه غلط کردم رز

یارو میره خارج. میگن : اسمت چیه ؟ میگه
: SUN OF GOD BETWEEN TWO WATER OF ORIGINAL
 میگن : یعنی چی؟ میگه : شمس الله میاندوآبی اصل


نصیحتی از یک لُر داغدیده : هرگز به رنگ قرمز وآبی شیر توالت اعتماد نکن .

چند فحش غضنفری قدیمی: 1. -از جلوی چشمام خفه شو . 2. -فکر کردی فقط خودت خری . 3. -کسی با تو زِرِ نزد . 4. -صداتو واسه من داد نزن . 5. -وقتی با من حرف میزنی دهنتو ببند .

چند فحش غضنفری جدید: 1. -دستت بشکنه از زا نو . 2. -خودت گیر عجب آدم خری افتادی . 3.. -خودم دست دارم ، جوا بشو میدم



غضنفر به اتاق رئیسش رفت و گفت: آقای رئیس من برای ازدواج دو روز مرخصی میخوام. رئیس گفت : شما که یه هفته تعطیلی داشتین چرا ازدواج نکردین؟ غضنفر گفت : آخه نمی خواستم تعطیلاتم رو خراب کنم !!!

غضنفر میره جوراب فروشی و میگه : آقا من جوراب می خوام . فروشنده میگه : مردونه . غضنفر هم دستش را دراز میکنه و دست میده و میگه : مردونه

غضنفر زنشو میبره سونوگرافی بهش میگن پسر داری میگه تو رو خدا بگین اسمش چیه

یه غضنفر میره ماشینشو بیمه بدنه کنه، آخر سر که کارش تموم میشه بیمه ای بهش میگه ایشالا هیچوقت از بیمه تون استفاده نکنین. غضنفر هم برمیگرده میگه ایشالا شما هم از این پول خیر نبینین !

از غضنفر پرسیدن نظرت راجع به گل چیه؟ میگه: گل خیلی زیباست, خیلی خوش عطره, اصلآ حدیث داریم: گل هوالله احد

غضنفر زنگ می‌زنه ۱۱۰ میگه: گاز، کلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستی و دنده ماشین منو دزدیدند، پلیسه میگه: ببخشید، شما ترک هستید؟ یارو میگه: آره، چطور مگه؟ پلیسه میگه: هیچی، پاشو برو جلو بشین

غضنفر ماشین تخلیه چاه میخره .. روی تانکرش مینویسه: رزق ما در باسن شماست.

یه روز یه غضنفر میره در مغازه خیاطی. پارچه شو میده میگه برام یه شلوار بدوز. فردا نیام بگی وقت نداشتم سوزنم شکسته بود ننه م مرده بود. اصلا نمیخوام پدر سگ پارچه منو بده میخوام برم

غضنفر میره امامزاده میبینه یه دختری میگه خدایا یه شوهر خوب به من بده . غضنفر خودشو میندازه تو بغل دختره میگه خدایا هل نده .

یکی میگه: من" حافظ کل قرآنم", ترک میگه: از این قران کوچیکا یا بزرگا ؟


غضنفر میره کنار دریا پری دریای میبینه ،میگه من عاشقتم ،با من ازدواج میکنی،پری دریای میگه من آدم نیستم،غضنفر میگه تو فکر میکنی من آدمم،


مسافری که تازه به اردبیل وارد شده بوده از آقا غضنفر می پرسه ما اینجاغریبیم. کجا آمپول می زنن؟ غضنفر باسنش رو نشون می ده می گه اینجا

یه غضنفر زنگ میزنه پیتزا فروشی میگه یه پیتزا می خواستم. فروشنده میگه . به نام .... ؟ غضنفر میگه . آخ آخ . ببخشید .به نام خدا , یه پیتزا میخواستم



غضنفر کولرش خراب میشه، به بچه‌هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید




از ترکه میپرسن, نظرت راجع به نوشابه چیه؟ میگه: نوشابه آب داره, گاز داره, یه خط تلفن هم بزنن دیگه عالی میشه.


ترکه از جوب می پره ازش فیلم می گیرن . دور آهسته میزارن میفته تو جوب. دور تند می زارن می خوره به دیوار


که یه آینه رو زمین پیدا می کنه. برش می داره، عکسش می افته توش، میگه: ببخشید نمی دونستم مال شماست



بچه اصفهانی سر سفره غذا می خورده.باباش با لهجی شیرین اصفهانی بهش میگه باباجون اینقدر غذا بخور که سیر بشی نه اینقدر که خسته بشی



ترکه تصادف میکنه، ملت علاف میریزن دورش و شروع میکنن نظر کارشناسی دادن. بالاخره بعد یک مدت افسر راهنمایی میاد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت میگفتن که صدای افسره به جایی نمیرسیده. ترکه شاکی میشه، داد میزنه: ساکت.. ساکت... ایلده دیگه اینجا کسی جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!

 

ترکه میرسه سر یک صحنة تصادف، از یکی میپرسه: ببخشید قربان، اینجا چه خبره؟ یارو هم میگه: هیچی آقا، این بدبخت گوزپیچ شده! ترکه میره تو فکر، بعد یک مدت یک بنده خدای دیگه میاد از ترکه میپرسه: ببخشید اینجا چی شده؟ ترکه میگه: ایلده منم خوب نفهمیدم، نمیدونم این بابا پیچیدیه گوزیده، گوزیده پیچیده، سر پیچ گوزیده؟!

 

از ترکه میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که 4تاست؟ ترکه انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!

 

لره داروخونه داشته، یک روز  جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید! خلاصه بعد یک مدت یک بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسک‌کش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسک سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سو‍! 7;کها رو بگیرید. هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو کف میکنه، میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا می‌کشیمشون!  لره میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!

ترکه اسم بچه شو می زاره رستم می ترسه صداش کنه.

میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین!

 

آرداواس بعد بیست سال از آمریکا برمیگرده ایران و یک ساندویچ فروش میزنه. روز اول، ترکه میاد میگه: قربون دستت، یک ساندویچ سوسیس بده. آرداواس که هنوز خوب از حال و هوای دیار کفر درنیومده بوده، میپرسه: "تو گو" بدم؟ ترکه شاکی میشه، میگه: نه مرتیکه، تو نون بده

 

چند نفر اکیپی میرن کوه نوردی شب خواب بودن دیدن یکی داد می زنه جرج جرج... میگن: ما اینجا جرج نداریم که! خلاصه می خوابن صبح پا می شن میبینن ترکه رو گرگ خورده

 

یه روز یه ترکه یه جیرجیرک می گیره تا صبح روغن کاریش میکنه..

 

 

ترکه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن ترکه وقتی شب میره بخوابه، یک یادداشت برای ترکه می‌گذاره که: منو فردا ساعت 6 بیدار کن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، ‌می‌بینه ترکه براش یک یادداشت گذاشته که: پاشو زنیکه خر! ساعت شیشه

 

کرده تو کردستان پونزده نفرو می‌کشه، تو دادگاه به حداکثر مجازات محکوم میشه. می‌گیرن شلوارشو درمیارن،‌ پاش استرچ می‌کنند

 

به لره میگن: ببخشید شما لرید؟‌ میگه: نه پس انم با این سبیل پهنم؟!

 

به ترکه میگن چند تا بچه داری؟ میگه 2 تا . می‌پرسن: کدومش بزرگتره؟ میگه: خوب اولیش!‌

 

ترکه میره بقالی،‌ می‌بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!

 

غضنفر عقب عقب راه میرفته، ازش میپرسند: چرا اینجوری راه میری؟ میگه:آخه بچه‌ها میگن از پشت شبیه آلن دلونی!

 

معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم. شاگرد: ا – بی – سی – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفبای یونانی رو بگو ببینم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا یه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...





آخرین ویرایش: - -

پنجشنبه 9 آذر 1396 07:57 ب.ظ
ممنون بابت هر مقاله عالی دیگری. در کجای دیگر ممکن است هر کسی چنین اطلاعاتی را در چنین ایده ای از نوشتن به دست بیاورد؟
من یک هفته بعد ارائه می دهم و من
من در جستجوی چنین اطلاعاتی هستم
پنجشنبه 9 آذر 1396 06:11 ب.ظ
این اولین بار نیست که من بتوانم یک بازدید سریع از این وب پرداخت کنم
صفحه، من در حال مرور این سایت dailly هستم و هر روز اطلاعات خوبی از اینجا دریافت می کنم.
دوشنبه 6 آذر 1396 07:14 ب.ظ
پاسخ های فزیکی در برابر این سوال با استدلال جامد
و توصیف کل چیز مربوط به آن است.
جمعه 3 آذر 1396 07:13 ب.ظ
وای! من واقعا از قالب / موضوع این وبلاگ لذت بردم.
این ساده است، اما موثر است. چند بار آن را دارد
بسیار سخت است که این "تعادل کامل" بین قابلیت استفاده و بصری را بدست آوریم
ظاهر. باید بگویم که شما با این کار عالی انجام داده اید.
همچنین، وبلاگ بسیار سریع برای من در Chrome بسیار سریع است.

وبلاگ عالی!
سه شنبه 30 آبان 1396 06:31 ب.ظ
من این پست را به طور کامل در مورد شباهت بیشتر به روز و
فن آوری های پیشین، این مقاله قابل توجه است.
پنجشنبه 18 آبان 1396 03:19 ق.ظ
این یک پست بسیار جذاب به نفع همه بینندگان وب است. من از آن بهره مند خواهم شد
مطمئن.
یکشنبه 14 آبان 1396 02:25 ق.ظ
من فکر می کنم این یکی از مهم ترین اطلاعات برای
من و من خوشحالم خواندن مقاله شما. اما باید در مورد برخی از چیزهای عمومی اشاره کرد، سبک وب سایت عالی است، مقالات است
واقعا عالی است. D. شغل خوب، سلام
شنبه 13 آبان 1396 07:34 ب.ظ
با تشکر از شما برای برخی از مقاله فوق العاده دیگر. جای دیگری ممکن است
هر کسی این نوع اطلاعات را در چنین کامل به دست می آورد
رویکرد نوشتن؟ من یک هفته بعد ارائه می دهم
و من در جستجوی چنین اطلاعاتی هستم
پنجشنبه 11 آبان 1396 01:42 ق.ظ
باور نکردنی! این وبلاگ دقیقا مثل یک پیرمرد من است! این است
در یک موضوع کاملا متفاوت است اما تقریبا همان طرح و طراحی صفحات است.
انتخاب رنگ عالی!
پنجشنبه 11 آبان 1396 01:41 ق.ظ
هنگامی که کسی یک مقاله را می نویسد، برنامه ای از یک کاربر در مغز خود را حفظ می کند که چگونه کاربر می تواند آن را درک کند.
به همین دلیل است که این نوشتار عالی است. با تشکر!
چهارشنبه 10 آبان 1396 11:43 ب.ظ
سلام، من کافی هستم، نخستین گام من برای بیان نظرات
هر جا که بخواهم این پاراگراف را بخوانم، فکر کردم می توانم نظر بدهم
با توجه به این پارامتر معقول.
چهارشنبه 10 آبان 1396 07:45 ب.ظ
کدنویسی من در تلاش است تا من را متقاعد کند که از PHP پیروی کند.net.net
من همیشه به خاطر هزینه ها این ایده را دوست داشتم.
اما او هرگز تلاش نمیکند. من در حدود یک سال با استفاده از Movable-type در چندین وب سایت استفاده کرده ام و در مورد سوئیچینگ نگران هستم
به یک پلت فرم دیگر من چیزهای عالی در مورد blogengine.net شنیده ام.
آیا راهی وجود دارد که بتوانم تمامی محتوای وردپرس خود را در آن وارد کنم؟
هر گونه کمک بسیار قدردانی خواهد شد!
سه شنبه 9 آبان 1396 04:28 ب.ظ
من واقعا خوشحالم که این پست های وبلاگ را خوانده ام
که متشکل از مقدار زیادی اطلاعات مفید است، با تشکر برای ارائه این آمار.
دوشنبه 8 آبان 1396 03:11 ق.ظ
من به سادگی نمی توانستم وبسایت خود را قبل از این که من به شدت آن را ترک کنم، ترک کنم
دوست معمولی اطلاعات شخصی که در مهمانان شما ارائه می شود؟
به طور مداوم به عقب بازگشته است
بازرسی پست های جدید
دوشنبه 8 آبان 1396 02:48 ق.ظ
در صورتی که درک نداشته باشید، سؤالهای شما واقعا مورد دلخواه هستند
چیزی به طور کامل، به جز این مقاله هنوز هم درک خوبی را در اختیار شما قرار می دهد.
یکشنبه 16 مهر 1396 03:41 ق.ظ
وقتی که من در ابتدا یک نظر را ترک کردم، به نظر میرسد که "نوشتۀ من را هنگامی که جدید است کلیک کنید"
نظرات اضافه شده است - جعبه چک و در حال حاضر هر بار که یک نظر اضافه شده من دریافت 4 ایمیل با دقیق
نظر مشابه آیا یک روش آسان وجود دارد که می توانید مرا از این سرویس حذف کنید؟
قدردانی آن
دوشنبه 20 شهریور 1396 01:12 ب.ظ
با تشکر از شما، من فقط جستجو کرده ام
اطلاعات در مورد این موضوع برای مدت زمان طولانی و شما بزرگترین من است
تا به حال آمده اند با این حال، چه چیزی در مورد نتیجه گیری؟ آیا درباره عرضه مطمئن هستید؟
دوشنبه 20 شهریور 1396 12:19 ب.ظ
سهم برجسته! من فقط این را فرستادم
بر روی یک دوست که انجام تکالیف کمی در مورد این.
و او در واقع من را ناهار به دلیل این واقعیت است که من
او را برای او کشف کرد... لول. بگذار بگویم این را....
با تشکر از شما برای غذا!! اما آره، ممنون از وقت صرف وقت برای بحث در مورد این موضوع اینجا در مورد خودتان
سایت.
یکشنبه 19 شهریور 1396 11:31 ب.ظ
این به من شگفت انگیز است که یک وب سایت داشته باشد که برای تجربه من ارزشمند طراحی شده است.

با تشکر admin
یکشنبه 19 شهریور 1396 09:23 ب.ظ
اولا می خواهم بلافاصله وبلاگ بگویم! من یک سوال سریع داشتم که دوست دارم
بپرسید که آیا شما ذهن ندارید من علاقه مند بودم
پیدا کردن چگونگی خودتان را متمرکز کنید و ذهن خود را قبل از نوشتن پاک کنید.
من فکر کردم که ایده هایم را در اختیار دارم.
من از نوشتن لذت می برم اما این فقط به نظر می رسد که اولین 10 تا
15 دقیقه به طور کلی از بین می رود و تنها سعی دارد فهمید که چگونه باید شروع کرد. هرکسی
توصیه یا راهنمایی؟ کودوس!
جمعه 17 شهریور 1396 02:06 ق.ظ
آنچه که من متوجه نمی شوم این است که در واقع شما چطور دیگر واقعا نیستید
خیلی منظمی تر از شما ممکن است اکنون باشد. شما خیلی هوشمند هستید
بدین ترتیب، با توجه به این موضوع، به طور قابل توجهی درک می کنید، من به نظر من تولید آن را از بسیاری از زوایای مختلف باور دارم.
مردان و زنان شبیه آن نیستند، مگر اینکه چیزی برای رسیدن به آن وجود داشته باشد.
مواد غذایی شما برجسته است. همیشه آن را حفظ کنید!
سه شنبه 14 شهریور 1396 01:50 ب.ظ
Thank you for some other great post. Where else could anyone get that type of information in such
an ideal means of writing? I've a presentation next week, and I am
at the look for such info.
پنجشنبه 12 مرداد 1396 09:05 ب.ظ
This is a good tip particularly to those new to the blogosphere.
Short but very accurate info… Thanks for sharing this
one. A must read article!
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:28 ب.ظ
Have you ever thought about publishing an e-book or guest
authoring on other websites? I have a blog based upon on the same
ideas you discuss and would love to have you share some stories/information. I know
my audience would appreciate your work. If you are even remotely
interested, feel free to shoot me an e mail.
جمعه 16 تیر 1396 06:47 ب.ظ
I've been surfing online more than 3 hours today, yet I never found any interesting article like yours.
It's pretty worth enough for me. In my opinion, if all webmasters and bloggers made good content as you did,
the internet will be a lot more useful than ever before.
دوشنبه 5 تیر 1396 03:47 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در آیا واقعا نشستن خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی درون جملات شما موفق به من مؤمن متاسفانه فقط برای
بسیار در حالی که کوتاه. من هنوز کردم مشکل خود را با جهش در منطق و یک خواهد را سادگی به کمک پر کسانی که شکاف.
در این رویداد شما در واقع که می توانید انجام من خواهد مطمئنا تا پایان مجذوب.
شنبه 3 تیر 1396 12:57 ق.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب اصل آیا واقعا کار درست با من پس از برخی از زمان.
جایی درون پاراگراف شما قادر به من مؤمن اما
فقط برای کوتاه در حالی که. من این کردم
مشکل خود را با جهش در منطق و شما خواهد را
خوب به پر کسانی که معافیت. اگر شما که می
توانید انجام من را بدون شک تا پایان تحت تاثیر قرار داد.
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 05:28 ق.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی
که ظاهر شدن مناسب اصل آیا واقعا حل و فصل کاملا با من پس از برخی از زمان.

جایی درون جملات شما در واقع موفق به من مؤمن متاسفانه تنها برای کوتاه در حالی که.
من این مشکل خود را با جهش در
مفروضات و شما ممکن است را خوب به پر همه
کسانی شکاف. اگر شما در واقع که
می توانید انجام من می قطعا تا پایان در گم.
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 01:45 ق.ظ
you are actually a good webmaster. The website loading pace is amazing.

It kind of feels that you are doing any distinctive trick.
Also, The contents are masterwork. you've performed a magnificent task on this matter!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:07 ق.ظ
I have read so many articles about the blogger lovers but this article is really a good paragraph, keep it up.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نمایش نظرات 1 تا 30